جنگل ارسباران – ادرس

پارک جنگلی النگدره، با داشتن جاده ای بسیار زیبا و دیدنی در دل طبیعت، یکی از بهترین مقاصد برای کمی ورزش و پیاده روی نیز می باشد. کوههای مملوء از درخت که در میان آنها مراتع پراکنده دارد و روستاهایی دور از هم که مردم آنها همگی دامدار هستند زیست بوم ارسباران را میسازد. اندکی هم دلتان بحال توده سوزد. احتشام السلطنه پاسخ داد: «پیشرفت دولت و فزونی نیروی او در همراهی و همدستی با توده است. البته باید سید جمال دههٔ عاشورا را در تهران نباشد.

دندان های کیمن سیاه برای قفل کردن و نگه داشتن طعمه شکل گرفته و برای پاره کردن مناسب نیستند، از این رو، آنها ابتدا صبر می کنند تا طعمه خفه شده و سپس آن را به طور کامل می بلعند. برق این مارماهی ها طعمه یا شکارچیان را کاملا بی حس می کند و آنها بیشتر از برقشان در مقابل ماهی ها، پستانداران کوچک، دوزیستان، و پرندگان استفاده می کنند. عینالدوله مرد کم دانشی میبود در دربار خودکامه بزرک شده. این رفتار او بگردنکشی و خودخواهی عینالدوله، که این زمان یگانه سررشتهدار ایران میبود و «شاهزاده اتابک اعظم» خوانده میشد، بر میخورد.

ولی چون عمر من و تو گذشته کاری کنید که نام نیکی از شما در جهان بماند، و در تاریخ بنویسند بنیاد گزار مجلس و عدالتخانه عینالدوله بوده، و از تو این یادگار در ایران بماند». بعد بنده آمدم در فراکسیون مطرح کردم که جناب آقای علاء یک چنین تلفنی کردند ایشان تلفن را گذاشتند زمین مجددا تلفن کردند که حالاکه اینطوراست از طرف فراکسیون نهضت ملی یک عدهای رادعوت کنید که بیایندبه دربار من آمدم از طرف آقای علاء بعرض فراکسیون رساندم و آقایان اعضای فراکسیون نهضت ملی هفت نفرراتعیین کردند که بنده هم یکی از آنهابودم ولی بنده اصرارکردم که بنده را نفرستند اما آقایان اعضای فراکسیون نهضت ملی باتفاق فرمودند که چون اعلیحضرت همایونی بشما لطف دارند آقای دکتر مصدق هم بشمالطف دارند و ماعلاقه مندهستیم که این اختلاف موجود به طور خوبی رفع بشود شما هم حتما بروید.

انبوه کالاها در کارخانه – ۳مصرف گرایی و تولید انبوه زباله -۴شکار و تجارت اعضای بدن حیوانات . در نیمهٔ دوم بهمن یک داستان نابیوسیدهای رخ داد، و آن اینکه شب چهارشنبه هجدهم بهمن (۱۳ ذیقعده)، سعدالدوله وزیر تجارت، و دکتر محمدخان احیاءالملک را، از خانههای خودشان گرفتند و از شهر بیرون راندند: سعدالدوله را بیزد، و دکتر محمدخان را بمازندران. باری روز دوشنبه سیام بهمن (۲۹ ذی الحجه) سید جمال با پسر خود و با یک نوکر از تهران بیرون رفت و دههٔ عاشورا را در قم میبود، تا سپس دوباره بازگشت.

آقای من، پادشاه من، اینگونه بندگیها را در بایست نمیدارد». زیرا اگر روان نگردانید دولت را بنزد مردم ارجی نماند. اگر بخواهید فهرستی از اسامی فیلم های ماجراجویی دلخواه خود تهیه کنید، کدام فیلمها در جایگاه اول تا پنجم این فهرست قرار میگیرند؟ علماء دید و بازدید میکردند و نزد مردم جایگاه دیگری یافته بودند. در نهایت باید بدانید که بهترین زمان برای بازدید از جنگل ابر و لذت بردن از آب و هوا و مناظر دیدنی آن از فرودین تا انتهای مهر است. بیشتر این گیاهان از اکوسیستم جنگل های ابری انتخاب شده اند که در آب وهوای خنک و مرطوب ارتفاعات جنگل های کوهپایه ای راحت رشد می کنند.

در تمامی مسیر پیادهروی صدای ریزش آب را از ارتفاع بر دل سنگهای اطراف میشنوید. نشست در باغشاه در این هنگام مظفرالدینشاه در باغشاه مینشست. ولی عینالدوله او را نیامرزیده، و گاهی نامش را با خشم میبرد، و این بود سید جمال بیمناک میزیست. دوباره گفتگو را بمیان آورده پرسید. گفتگو چون باینجا رسید عینالدوله رشته را بریده و چنین گفت: «من میباید، این گفتگو را باعلیحضرت باز نمایم، و از خود شاه دستور خواهم». زیرا چنانکه خواهیم آورد، در این هنگام سپاه عثمانی از مرز گذشته و یکرشته گفتگو و کشاکش در میان میبود.

گیاهان دارویی یکی از مهم ترین و مورد توجه ترین موارد در جنگل ابر هستند. یک درخت استوایی تازه کشف شده به پاس تلاشهای “لئوناردو دی کاپریو” بازیگر شهیر هالیوود در محافظت از محیط زیست و پس از اینکه وی تلاش کرد درختان یک جنگل بارانی را از قطع شدن نجات دهد، به نام وی نامگذاری شد. این شهر از اولینهای بسیار زیادی برخوردار است که برای مثال میتوان به نخستین کتابخانه دولتی، نخستین خیابان سنگفرششده در ایران، نخستین انجمن حمایت از حیوانات، اولین داروخانه ۲۴ ساعته، نخستین انجمن بانوان و اولین خانه سالمندان کشور اشاره کرد.

ایگوانای سبز حیوان خانگی مورد علاقه بسیاری از مردم در سراسر جهان است. جنگل ابر به باور بسیاری از گردشگران، زیباترین چشمانداز طبیعت ایران و جهان محسوب میشود و ارزش آن به عنوان بخشی از میراث طبیعی ایران زمین، هرگز کمتر از تخت جمشید و نقش جهان نیست. بدینسان اسفند بپایان آمد، و سال نوین ۱۲۸۵، که از سالهای تاریخی ایران خواستی بود فرا رسید. بدینسان کوچندگان پس از یکماه بشهر بازگشتند.

پس شما دعوی کدام شرف نفس را میکنید؟ آدم را به یاد اصطلاح هفت قلم آرایش میاندازد. هفت سال از آخرالزمان هیولایی میگذرد و جوئل که از این واقعه جان سالم به در برده، پناهگاه زیرزمینی خود را برای یافتن دوستش ترک میکند. گویا در این روزها بود که علماء ببازدید عینالدوله رفتند. از این شگفتتر آنکه دارندهٔ حبلالمتین که این نوشتهها را از روزنامههای انگلیسی ترجمه گردانیده، همه را راست پنداشته، و از اینکه شاه دارالشوری و آزادی داده، بشادی پرداخته و ستایشگری و چاپلوسی بسیاری نموده، و چند ستون را پر گردانیده بی آنکه نامی از علماء ببرد و از رنجهای آنان سپاس گزارد، که این نمونه دیگری از بدگهری اوست.

راستی این بود که او میخواست گوشی باین سخنان ندهد، و اینکه ناگزیر شده و کوشندگان را بتهران باز گردانیده، و آن دستخط شاه را بدستشان داده بود، میخواست همه را نادیده گیرد، و کوشندگانرا با چارهجوییها از نیرو اندازد و از میان برد. آقایان محترم من به جرئت قسم یاد میکنم که اگر یک نفر انگلیسی مدیر کل بانک ملی ایران بود محال به نظرمی رسید و امکان نداشت که چنین عملی را که برخلاف نص صریح پیمان و عرف و عادات بانکی جهان میباشد انجام دهد خلاصه بعد از انجام عمل و پرداخت وجه جناب آقای مدیرکل درصدد برمی آید که جهت این عمل خلاف خود مدرکی از دولت وقت تحصیل کند شرحی بجناب آقای ساعد نخست وزیروقت بدون آنکه ذکر مبلغ نماید سفسطه آمیز مرقوم میفرمایند و مطالب بچه گانه در نامه مزبور شرح میدهد و از همه مضحکتر آنکه در نامه مزبور صریحا اعتراف میکند که مطابق پیمان و قرارداد باید این مبلغ بایران برسد ولی اخلاقا خوب نیست که این مبلغ از انگلیسها گرفته شود.

دیدگاهتان را بنویسید