افغان ها، فصل ١ تا ١٤

بالاخره الکساندر درون بهار 324 ق م بـه پرسیپولیس برمـیگردد کـه 6 سال قبل آنرا ترک گفته بود. شبکه غذایی را تعریف کنید.پاسخ: به ارتباط غذایی چند زنجیره غذایی با یکدیگر گفته می شود. به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از فرانس24؛ چند گروه دفاع از بومیان آمریکای لاتین از یک سوپرمارکت زنجیرهای در فرانسه به نام کازینو به خاطر نابودی جنگلهای برزیل و کلمبیا شکایت کردهاند. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از فیوچریسم، نتایج یک بررسی تازه نشان می دهد اگر تنها سه درصد دیگر از پوشش گیاهی جنگل های آمازون از بین برود، دیگر شانسی برای احیای این جنگل بزرگ وجود نخواهد داشت و جنگل زدایی از این بخش از جهان به تغییرات آب و هوایی گسترده و مشکلات زیست محیطی گسترده ای دامن می زند که تبعاتش کل کره زمین را تحت تاثیر قرار می دهد.

از آنجایی که کمتر از پنج درصد از نور در جنگل می رسد به زیر زمین می رسد، برگ گیاهان اینجا بزرگ و تاریک است برای جذب بیشتر نور در دسترس است. جنگل های بارانی تقریباً 20 درصد اکسیژن را تولید کرده و مقدار زیادی کربن دی اکسید ذخیره می کنند و اثرات گاز گلخانه ای را در زمین می کاهند. برنامه ریزی استفاده از زمین که بر تکنیک های توسعه سازگار با محیط زیست تمرکز دارند، همانند کشاورزی در شهرها و کاهش توسعه شهرک و شهرنشینی، می تواند باعث کاهش زیادی در جنگل زدایی شود.

تنبل که یکی از غیرمعمولترین و عجیبترین موجودات روی زمین است، بسیار آرام حرکت میکند. تنگ دار یکی از جاهای دیدنی نوشهر در استان مازندران است که در ارتفاعات و دل جنگلهای سرسبز و در نزدیکی روستای کوشکسرا قرار دارد. اما نماد آفرینی در تاریخ بشر پیشینه ای دوری دارد. رژیم بارندگی این منطقه مدیترانه ای است و میانگین بارندگی آن حدود ۶۵۰ میلیمتر در سال است و رطوبت عمده منطقه از طریق ترسیب و یا باران نامرئی تامین می شود.

شاخۀ چهارم پشتونها اولادۀ کران یا کرلان اند. باینترتیب واضح مـیشود کـه در اواخر سدۀ چهارم ق م سه مقام عالی هخا درون افغانستان امروزی بنام های والیـان (ساتراپ) بکتریـا، اراکوزیـا/درنگیـانا و آرییـا وجود دارد. تمام اینـها درون اواخر سدۀ چهارم ق م با آغاز یک عصر جدیدی کـه در آن یونانیـها و فرهنگ یونانی بشرق گسترش مـییـابد، تغیرمـیخورد. دریـای هیفاسیس (بیـاس) درون پنجاب شرقی نشانۀ دورترین قلمرو فتوحات الکساندر بوده، درون اواخر 326 ق م ارتش یونانی/مقدونی برگشت نموده و مارش طویل بطرف خانـه را آغاز مـیکنند.

آنـها ملبس با شلوارها، تونیکها و باشلیق کـه سرهایشان را مـیپوشاند و مسلح با کمان های مرکب، شمشیرهای کوتاه و تبرزین های جنگی، تهدید عظیم و ترسناکی را بمقابل ارتش مقدونی ایجاد مـیکنند. آنـها یک ذخیرۀ عظیم معلومات درون بارۀ کمپاین، اراضی و مردمانی جمع آوری مـیکنند کـه مقدونیـها بآنـها مواجه مـیشوند. باینترتیب یکمقدارمعلومات قابل توجه درون بارۀ سرزمـینـها و مردمانی فراهم مـیشود کـه حالا بنام افغانستان نامـیده مـیشود. باینترتیب قلعۀ بکترا، بلخ فعلی بطور آشکار مرکز عمدۀ حاکمـیت هخاان درون سرزمـین های شمالشرق امپراطوری پارسیـان بوده است. باردیا بطور آشکار وفاداری تعداد زیاد تابعین پارسی خویش را از دست داده و متهم میشود که یک مجوس (مغ، جادوگر)، یکی از واعظان که در نقوش مختلف تصویر شده و ملبس با شلوارسکائیان، تونیک (بلوز) و باشلیق، است.

مـیکانیزم دقیق آن غیر واضح است، اما بسیـار زیـاد ممکن هست اراکوزیـان (سکائی) پیشرو یـا حد اقل والی هخا پارسی آنـها یکمقدارکنترول بالای قسمتهای مـیانـه وادی اندوس داشتند. ترکیب سه قطعه، معلومات دلچسپی درون اختیـار ما قرار مـیدهد کـه روشنائی زیـادی بالای دانش ما از منابع اولیۀ دوران هخا مـیاندازد. او همچنان معلومات مـیدهد کـه “ساکاها” توسط شخصی بنام مائیسیس رهبری شده و به قطعات بیسوس مـی پیوندد. زندگینامـه نویس دیگر الکساندر بنام کورتیوس، صفوف وسیع حامـیانی را ارائه مـیکند کـه بیسوس مـیتواند درمبارزه خویش بمقابل الکساندرداشته باشد: سغدیـان، داهای (یک گروه سکائیـان درون شرق بحیرۀپین)، مساگیتای (سکائیـان جنوب بحیرۀ ارال)، ساکاها (سکائیـانی ظاهرا درشمال و شرق بکتریـا) و هندیـان.

آنـها حتما عین (هندیـان) گندهاریـان و دادیکای با تجهیزات بکتریـان (سکائیـان) باشند کـه توسط هرودوتس بحیث قسمتی از ارتش سیرسیس بمقابل یونان درون اوایل سدۀ پنجم ق م درج شده است. در بهار 334 ق م، الکساندر شاه 22 سالۀ مقدونی با یک ارتش حدود 20 هزار نفری هیلیسپانت (دردانیل) را عبور نموده و به کاری اقدام مـیکند کـه یکی از جسورترین و موفق ترین کمپاینـها درون تاریخ نظامـی مـیگردد. نظم جنگی ارتش پارسی، طوریکه توسط نویسندگان قدیمـی ارائه شده، نشاندهندۀ اینستکه ولایـات شرقی امپراطوری بعلاوۀ سرزمـینـهای دیگر”سکائیـان” مانند کاپادوکیـا و ارمـینیـا فراهم کنندۀ قسمت اعظم قوتهای سواره بوده هست که درجناحهای ارتش جابجا شده بودند.

نام منطقه “آمازون” یا “آمازونیا” از نام رودخانه آمازون گرفته شده که طولانی ترین رود جهان است و طول آن ۷ هزار کیلومتر می باشد. مسیر رودخانه نوردی در این دره، حدود یک و نیم کیلومتر است، بنابراین با مسیر رفت و برگشت سه تا چهار کیلومتر پیادهروی در آب خواهید داشت. مطابق زندگینامـه نویسان الکساندر، این ساکا ها شامل (بغیر از مائیسیس) دو رهبر بسیـار قدرتمند دیگر اوکسیـارتیس و سیسی مـیتریس است. مطابق آرین، این ساکاها بحیث تابعین والی بکتریـان بـه بیسوس نمـی پیوندند، چون اینـها مکلفیت مستقیم بـه مقابل شاه پارسیـان دارند.

مردم مطابق بـه عنعنۀ خویش بـه ساخت و استعمال ظروف استوانۀ – مخروطی ادامـه مـیدهند. درون آنجا نیز تغیراتی صورت مـیگیرد، اما مـیتوان تردید کرد کـه مردم محلات از موجودیت شاه بزرگی درون دوردست پارس با خبر بوده باشند. زندگینامـه نویسان الکساندر جزئیـات متعددی درون بارۀ مردم و کشورافغانستان فعلی بدست مـیدهند. بالاخره ما درون بارۀ والی ساتیبارزانس مـیخوانیم کـه فرماندۀ سربازان ولایت خویش یعنی آرییـا، اطراف هرات فعلی را بعهده داشت. بعد از آن مقاومت امپراطوری ساسانی کاملا از بین رفته و اعراب جلگه های غربی و شمالی افغانستان بشمول شـهرهای بکترا و هرات را اشغال مـیکنند. درون دو سال متوالی، شـهر بکترا مرکز عملیـات او درون سرزمـینـهای آنطرف آمودریـا درون ترکمنستان، ازبکستان و تاجکستان امروزی مـیباشد.

گروههای دیگری کـه درآن سربازان افغانستان امروزی شامل بودند، برسانتیس والی اراکوزیـا و درنگیـانا مـیباشد. شخصیت مـهم دیگر بارسانتیس والی اراکوزیـا و درنگیـانا مـیباشد. چون بارسانتیس کنترول درنگیـانا را نیزبعهده داشت، مـیتوان با اطمـینان فرض کرد کـه سربازان سیستان فعلی نیز باو پیوسته است. کنترول آشکار هندیـان مسکون درون جنوب هندوکش نیز بدین معنی هست که او بر مسیر ستراتژیک ایران ازطریق کوهها بـه وادی کابل و جلگه های اندوس تسلط داشته است. او با مارش نمودن از طریق غرب، جنوب و جنوبشرق کشوردر زمستان 329/330 ق م بـه وادی کابل مـیرسد. مراکز آنـها مربوط بـه نواحی اطراف بلخ فعلی درافغانستان شمالی، نواحی کندهاردرافغانستان جنوبی و ماحول هرات درافغانستان غربی است.

دیدگاهتان را بنویسید